تبليغاتX
ژرفای قلب ماده شیر

ژرفای قلب ماده شیر

اینک، از هر دو سو


اینک، از هر دو سو

روبانها و آبشارهایی از موهای فرشتگان
قلعه هایی از بستنی در آسمان
و دره هایی از پر در همه جا
من اینگونه هم به ابرها نگاه کرده ام

اما امروز آنها فقط خورشید را میپوشانند
آنها بر همه باران و برف میبارند
چه کارها که نمیکردم
اما ابرها راهم را گرفتند

من به ابرها از هر دو سو نگاه کرده ام
از بالا و از پایین، و هنوز به گونه ای
آن تخیلات ابری است که من به یاد می آورم
به راستی که من ابرها را اصلا نمیشناسم

ماه و خردادها و چرخ فلکها
آن حالت رقصان سرگیجه واری که احساس میکنیم
زمانی که افسانه پریهایمان به حقیقت می پیوندد
من اینگونه هم به عشق نگاه کرده ام

اما امروز
آن هم نمایشی است روی نمایش های دیگر
باید وقتی که دارند میخندند بگذاریشان و بروی
و اگر برایت مهم هستند، نگذاری که بدانند
خودت را لو ندهی

من به عشق از هر دو سو نگاه کرده ام
از دادن و از گرفتن، و هنوز به گونه ای
آن تخیلات عشق است که من به یاد می آورم
به راستی که من عشق را اصلا نمی شناسم

اشکها و ترسها و احساس غرور
در گفتن "دوستت میدارم" با صدای بلند
آرزوها و رویاها و حضار تماشا
من اینگونه هم به زندگی نگاه کرده ام

اما امروز دوستان قدیمی ام میگویند که عجیب رفتار میکنم
سری تکان میدهند و میگویند که عوض شده ام
طبیعتا در زیستن هر روزه،
چیزی از دست میرود و چیزی به دست می آید

من به زندگی از هر دو سو نگاه کرده ام
از بردن و از باختن، و هنوز به گونه ای
آن تخیلات زندگی است که من به یاد می آورم
به راستی که من زندگی را اصلا نمی شناسم

من به زندگی از هر دو سو نگاه کرده ام
از بالا و از پایین، و هنوز به گونه ای
آن تخیلات زندگی است که من به یاد می آورم
به راستی که من زندگی را اصلا نمی شناسم


ترانه از جونی میچل

برگردان به فارسی: نازنین منصوری




Both Sides Now, by Joni Mitchel

http://www.youtube.com/watch?v=aCnf46boC3I



Bows and flows of angel hair and ice cream castles in the air
And feather canyons everywhere, i've looked at cloud that way.
But now they only block the sun, they rain and snow on everyone.
So many things i would have done but clouds got in my way.

I've looked at clouds from both sides now,
From up and down, and still somehow
It's cloud illusions i recall.
I really don't know clouds at all.

Moons and junes and ferris wheels, the dizzy dancing way you feel
As every fairy tale comes real; i've looked at love that way.
But now it's just another show. you leave 'em laughing when you go
And if you care, don't let them know, don't give yourself away.

I've looked at love from both sides now,
From give and take, and still somehow
It's love's illusions i recall.
I really don't know love at all.

Tears and fears and feeling proud to say "i love you" right out loud,
Dreams and schemes and circus crowds, i've looked at life that way.
But now old friends are acting strange, they shake their heads, they say
I've changed.
Something's lost but something's gained in living every day.

I've looked at life from both sides now,
From win and lose, and still somehow
It's life's illusions i recall.
I really don't know life at all
.


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 18:40  توسط Nazanin Mansouri  |